یه غزل که دو هفته پیش نوشتم اما حال گذاشتنشو نداشتم:
روی دوتا گل ما دو تا زنبور باشیم
تا کی برای هم همش باید من و تو
در حال کادو کردن ساطور باشیم
مثل صدای تلخ و نا کوکی که دايم
می آید از مضراب و یک سنتور باشیم
هر تکه ای ساز خودش را می نوازد
پیراهنی با وصله ای ناجور باشیم
با هم نمی سازیم و باید مدتی را
درگیر هم از نقطه های دور باشیم.
سعی میکنم غزلهای زیبایی که اررزش دارن رو بیارم و کسانی که دارن خوب کار میکنن رو معرفی کنم اگه از خودتون مطلبی دارین بدین میزارم